محمد يوسف حريرى

138

فرهنگ اصطلاحات قرآنى ( فارسى )

خوب و بد آدمى هرچند به اندازهء دانهء خردل ( كه بسيار ريز است ) باشد از علم خدا مستور نيست و مورد ثواب و عقاب است ( قاموس قرآن ) خرطوم ( خ ) سَنَسِمُهُ عَلَى الْخُرْطُومِ ( قلم - 16 ) - به معناى بينى است . بعضى از لغت‌دانان آن را به معناى بينى فيل مىدانند كه اگر در مورد بينى انسان به كار رود مراد قبيح شمردن مىباشد . از اين كلمه فقط يك‌بار در قرآن استفاده شده است يعنى حتما روى بينى او ( فرد كافر ) علامت مىگذاريم . گويا منظور از علامت نار و ننگى است كه هميشگى باشد مانند داغى كه روى بينى مىگذارند . ( دانستنىهايى از قرآن كريم - ش 17 - ص 71 ) خزنهء جهنم وَ قالَ الَّذِينَ فِي النَّارِ لِخَزَنَةِ جَهَنَّمَ ادْعُوا رَبَّكُمْ يُخَفِّفْ عَنَّا يَوْماً مِنَ الْعَذابِ ( مؤمن - 49 ) دوزخيان به خازنان جهنم مىگويند شما از پروردگارتان بخواهيد يك روز عذاب را از ما بردارد . آنها مىدانند كه مجازات الهى بر طرف شدنى نيست تنها تقاضايشان اين است كه يك روز عذاب الهى از آنان برداشته شود ، يك روز تخفيف بگيرند ، ولى خازنان دوزخ به آنان مىگويند دعاى كافران به جايى نمىرسد ضايع و نابود مىشود . ( تفسير نمونه ) خسر الدنيا و الآخره ( خ س ر دّ و ل خ ر ) وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَعْبُدُ اللَّهَ عَلى حَرْفٍ فَإِنْ أَصابَهُ خَيْرٌ اطْمَأَنَّ بِهِ وَ إِنْ أَصابَتْهُ فِتْنَةٌ انْقَلَبَ عَلى وَجْهِهِ خَسِرَ الدُّنْيا وَ الْآخِرَةَ ذلِكَ هُوَ الْخُسْرانُ الْمُبِينُ ( حج - 11 ) زيانكار در دنيا و آخرت . بعضى از مردم خدا را بر طرفى عبادت مىكند اگر خيرى به او رسد به آن خاطر جمع مىشود و اگر امتحانى پيش آيد روى بگرداند يعنى اين شخص در وسط حقيقت بندگى نيست و در گوشهء آن قرار گرفته لذا با خيرى مطمئن و با امتحانى روگردان مىشود . و شخص متلون در دنيا نفاقش در اثر پيشامد روشن شده و مشتش باز مىشود و حيثيّت و اعتبارش از بين مىرود و خوار و بىقدر مىگردد و نيز در آخرت خاسر و ذليل خواهد بود . ( قاموس قرآن ذيل « خسر » « حرف » ) خضر ( خ ) ( خ ض ) فَوَجَدا عَبْداً مِنْ عِبادِنا آتَيْناهُ رَحْمَةً مِنْ عِنْدِنا وَ عَلَّمْناهُ مِنْ لَدُنَّا عِلْماً . قالَ لَهُ مُوسى هَلْ أَتَّبِعُكَ عَلى أَنْ تُعَلِّمَنِ مِمَّا عُلِّمْتَ رُشْداً ( كهف - 65 و 66 ) در قرآن مجيد به او ( بدون ذكر نام ) به عنوان مصاحب و مرشد حضرت موسى عليه السّلام اشاره شده و از رفتارهاى او ياد گرديده است از جمله بىدليل سوراخ كردن كشتى سالم و بىگناه كشتن يك جوان و به ظاهر بيهوده تعمير كردن يك ديوار ، و خضر با گفتن رمز يا تأويل اين كارها از حضرت موسى عليه السّلام جدا مىشود . ( آيات 65 الى 82 ) . خضر در نزد مسلمين از انبياء است و در باب نام و نسب و زمان ظهور او در روايات اختلاف است . بنابر نقل به سبب نوشيدن آب حيات ، عمرى ابدى يافت و به موجب برخى روايات با ائمه ( عليهم السلام ) ملاقات مىكرده است . بنابر روايات حضرت خضر عليه السّلام گاهى گمشدگان را در بيابانها راهنمايى مىكند و نيز بنابر روايت او در مراسم حج حاضر است . در جهت نام خضر به معنى سبز به تفاوت گفته‌اند چون در آب زندگانى غوطه خورد سبز شد يا هر جا نماز مىخواند سبز و خرم ميشد يا چون بر چوب يا شاخهء خشك يا زمين باير مىنشست آن